اصطلاحات زبان انگلیسی به عنوان بخشی از زبان انگلیسی، مجموعهای از عبارات و اصطلاحات خاص هستند که در برخی مواقع در جملات به کار میروند و معنی خاص خود را دارند. این اصطلاحات در زبان انگلیسی به شدت استفاده میشوند و برای افرادی که به زبان انگلیسی آشنایی کمی دارند، ممکن است مشکل برانگیز باشند. در جزوه اصطلاحات سریال فرندز تقریبا تمامی اصطلاحات روزمره آمریکایی وجود دارد که میتوانید به بهترین شکل آنها را یادبگیرید. در ادامه به بررسی برخی از اصطلاحات زبان انگلیسی مهم پرداخته میشود:
1- Break a leg: این اصطلاح به معنی آرزوی موفقیت و شانس برای شخصی است که قرار است یک کار خاصی انجام دهد، مانند یک بازیگر قبل از شروع نمایش.
2- Piece of cake: این اصطلاح به معنی چیزی بسیار آسان است و به کار میرود وقتی کاری برای انجام دادن آسان است و نیازی به تلاش بیشتری نیست.
3- Hit the nail on the head: این اصطلاح به معنی کسی است که به چیزی درست و صحیح اشاره کرده و به موضوع اصلی مورد نظر پی برده است.
4- A piece of my mind: این اصطلاح به معنی بیان نظر یا انتقادی سخت و قاطعانه در مورد یک موضوع است.
5- Cost an arm and a leg: این اصطلاح به معنی چیزی بسیار گران است و برای خریدن آن، نیاز به پول بسیار زیادی دارید.
6- Let the cat out of the bag: این اصطلاح به معنی فاش کردن یک راز یا اطلاعات محرمانه است.
7- Under the weather: این اصطلاح به معنی بدحالی یا بیماری است و بیانگر حالت ناراحتی فیزیکی یا روحی است.
8- Barking up the wrong tree: این اصطلاح به معنی دنبال راه اشتباهی رفتن است و بیانگر این است که شخصی در حال تلاش برای حل یک مشکل یا پیدا کردن یک پاسخ، به جای درست، به راه اشتباهی پی میبرد.
9- Cut corners: این اصطلاح به معنی تلاش برای پرداختن به یک کار به روشهای سریع و نامناسب است و بیانگر ترک کردن جزئیات و اجرای کار با کیفیت پایین است.
10- A blessing in disguise: این اصطلاح به معنی چیزی است که در ابتدا مشکل و دشوار به نظر میرسد، اما در پایان باعث شادی و خوشبختی میشود.
11- Catch someone’s eye: این اصطلاح به معنی جذب توجه کسی است و بیانگر این است که شخصی با یک رفتار خاص، مانند لبخند زدن، پوشیدن لباس جذاب یا انجام کاری بیشتر به دید کسی میآید.
12- A taste of your own medicine: این اصطلاح به معنی دادن همان درمانی است که شخص دیگری به شما داده است و بیانگر این است که شخصی باید از نتیجه اعمال خود پذیرفتار باشد.
13- Cry over spilled milk: این اصطلاح به معنی افسوس خوردن به دلیل اتفاقاتی است که از دست رفتهاند و دیگر قابل بازگشت نیستند.
14- Hit the jackpot: این اصطلاح به معنی برنده شدن در یک بازی، قرعه کشی یا به دست آوردن چیزی بزرگ و ارزشمند است.
15- Keep your chin up: این اصطلاح به معنی پایبند ماندن به اهداف خود، به رویای خود پایبند بودن و همچنین برای شادی و خوشحالی تلاش کردن است.
16- Get the ball rolling: این اصطلاح به معنی شروع کردن یک کار جدید است و بیانگر این است که شخصی نقش فعالی در شروع کار دارد.
17- Bite the bullet: این اصطلاح به معنی مواجه شدن با چیزی ناخوشایند و پذیرش آن است و بیانگر شجاعت و تصمیم قاطع در برابر مشکلات و موانع است.
18- Keep an eye on: این اصطلاح به معنی مراقبت و نظارت کردن بر چیزی یا کسی است و بیانگر اهمیت نگهداری از چیزی یا کسی است.
19- Break a leg: این اصطلاح به معنی آرزوی موفقیت است و بیانگر این است که شخصی برای شانس خوب خود آرزوی موفقیت میکند.
20- Cross your fingers: این اصطلاح به معنی آرزوی خوشبختی و موفقیت است و بیانگر آرزوی بهبود وضعیت و رفع مشکلات است.
21- Let the cat out of the bag: این اصطلاح به معنی فاش کردن یک راز است و بیانگر این است که شخصی یک اطلاعات مهم را به طور ناخواسته یا عمدی بیرون میآورد.
22- Get cold feet: این اصطلاح به معنی وقفه در مواجهه با چالشها است و بیانگر ترس و شکوفتن شجاعت در شرایط ناامیدکننده است.
23- Go the extra mile: این اصطلاح به معنی انجام کاری بیشتر از حد معمول است و بیانگر تلاش فراتر از انتظارات است.
24- Kick the bucket: این اصطلاح به معنی فوت کردن یا مرگ شدن است و بیانگر آخرین لحظات زندگی است.
25- Keep your fingers crossed: این اصطلاح به معنی آرزوی موفقیت در چیزی است و بیانگر امید به دستاورد بهتر است.
اصطلاحات زبان انگلیسی به دلیل داشتن مفهوم و معنی خاص خود، به زبان زندهای تبدیل شدهاند و در مکالمات روزمره، نوشتار و حتی در تبلیغات و موارد تجاری مورد استفاده قرار میگیرند